من همیشه از مردم دوری میکردم ولی باید به طرفشان میرفتممن همیشه از آدمهای چیپ فرار میکردم ولی باید به طرفشان میرفتممن همیشه بدنبال کمال بودم ولی باید از چیزهای پست و مضخرف هم لذت میبرممن همیشه ترسیده ام و فکر آینده بودم اما باید شجاع میبودم و به سیم آخر هم میزدممن همیشه با کم ها و نا کارآمدی سر ناسازگاری داشتم اما باید خودم هم ناکارامد بودممن همیشه سعی داشتم برنامه ریز باشم و اما باید عمدا بیفکر هم میبودممن همیشه بدنبال عدل بودم ولی باید میفهمیدم این کمالگرایی است و کمالگرایی یعنی توهم من همیشه منتظر بودم حقم را بمن بدهند اما باید میفهمیدم که که این انتظار احمقانه ای است. ...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت 10:46 توسط من
|
برچسب:
نویسنده: الینا اکبری
تاريخ: چهارشنبه
4 مرداد
1402 ساعت: 19:25